زویا:شب تو فکر این بودم فردا قراره چی برسرم بیاد
یهو خواب رفتم
انوراگ:پاشو دیگه الدنگ
+بلند شدم یهو دیدم لخت لخت شدم
چرا اینکارو باهام کردی؟؟؟؟
_هیچ کاری باهات نکردم احمق فقط لختت کردم تا یکاری باهات کنم
+داشت میومد نزدیکم و لباسشو در میآورد جیغ بلندی کشیدم گفتم نه نکن خواهش میکنم
_دیگه برای خواهش کردن دیر شده🍆
+کیرش ۱۹ سانت بود دقیقا
خیلی کلفت بود
اونوقت کص من سوراخش به اون کوچیکی
خیلی وحشیانه بهمهجوم آورد کیرش تو کصم کرد
بادستاش سینه هامو میکشید
خیلی درد داشتم
_ناله کننننن ناله کن دیگه
+نمیخوام اصلا و ابدا
_باشه خودت خواستی
+تند تر تلمبه میزد و گازها ریز از سینه ام میگرف و یهو آبش تومو پر کرد
داشت خوشم میومد
گفتم چیمیشه هرروز باهام سکس کنه
واسش آه و ناله میکنم و خودمم لذت جنسی میبرم
گفتم بهش کیر خوشگلتو درنیار
بکم دیگه بزار واست آه و ناله کنم
گفت باشههههه
بیشتر تلمبه زد و درد من بیشتر شد
اه و ناله ام همه جارو پرگرده بود
افتاد روم هیچ حسی جز لذت سکس و جنسی نداشتم
بهش گفتم امروز فقط سکس کردیم؟
_هرروز در انتظارم باش
+خندیدم و گفتم هرروز واست اه و ناله میکنم کیرتو میخورم و تو هم کصمو میخوری؟؟
گفت ارع و لبشو رو لبم گذاشت منم همراهیش میکردم زبونشو انداخت تو دهنم و منم زبونم تو دهنش میچرخوندم و آب دهنشو میخوردم
نفسم داشت بند میومد
کیرش درد آورد و کصمو میخورد و من آه و ناله میکردم
گفت هنوزم ادامه داره تا لذت ببرم و لدت ببری
خندیدم
واسه ادامه این رمان سکسی و کیری و کصی و حشریتت
لایک بزن
واسه پارت بعد ۷ لایک ۲
کامنت